زنده گی

همیشه از نصیحت کردن بدم میومده همینطور از نصیحت شنیدن راستش تو اون لحظه تجسم می کنم نصیحت کننده داره حرفایی رو که یه عمر بهش زده اند و عمل نکرده به من تحویل میده تا بگه من انسان سرافرازی هستم و تو نیستی ... از من یاد بگیر

اما   اما تو این راه طولانی و در این روزها که بیشتر با خودم خلوت می کنم و جالبه گاهی به زبان انگلیسی !... به خوشی های ساده ای که دور و برمون هست و ما ازشون غافلیم فکر می کنم ... به لحضه هایی که مییان و میرن و ما فقط اونها رو صرف گله و دلخوری نشون دادن و گاهی آزار همراهان و همکارانمون می کنیم ... نصیحتی در کار نیست 

وقتی آدمهای دور و برت همدیگه رو همونجوری که هستند دوست دارند و وقتی می بینی مدام به هم لبخند میزنن و تا هوا آفتابی میشه از هر اشعه اش برای بازی و ورزش و شاد بودن استفاده میکنن ... وقتی نه به هم بد میگن حتی مخفیانه و یواشکی و نه پشت سر هم حرف میزنن ..........اونوقت میگی زندگی به این راحتی و خوشی هم میشه باشه چرا ما نباشیم ؟....   هر چند که همه جا تلخ و شیرین زندگی با همه ...اما انسان باهوش دیگه غصه ای برای خودش نمیتراشه از روی حسادت یا هر کلمه منفی دیگه ای که بخواهیم اسمشو بذاریم .... روزگار خودش فراز و نشیب زیاد داره .... تا بوده همین بوده ..... با هر عقیده ای هستم باشم آسمان مال من است ... و مال همه  

 شعری هست که این روزا خیلی هی یادم مییاد... از سالها پیش کمکم کرده و میکنه وقتی دلم میگیره ازش .....

آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم

نه بر آنم که از تو بگریزم

همه ذرات جسم خاکی من

از تو ای شعر گرم  در سوزند

آسمانهای صاف را مانند که لبالب  ز باده روزند

با هزاران ترانه میخواند بوته نسترن سرود تو را

هر نسیمی که می وزد در باغ می رساند به او درود تو را

من تو را در تو جستجو کردم

نه در آن خوابهای رویایی

در دو دست تو سخت کاویدم

پر شدم   پر شدم ز زیبایی

پر شدم از ترانه های سیاه

پر شدم از ترانه های سپید

از هزاران شراره های نیاز

از هزاران جرقه های امید

حیف از آن روزها که من با خشم به تو چون دشمنی نظر کردم

پوچ پنداشتم فریب تو را    ز تو ماندم     تو را هدر کردم

غافل از آنکه تو به جایی و من همچو آبی روان که در گذرم

گم شده در غبار شوم زوال    ره تاریک مزگ می سپرم

آه از زندگی من آینه ام

از تو چشمم پر از نگاه شود

ورنه گر مرگ بنگرد در من

روی آیینه ام سیاه شود

عاشقم

عاشق ستاره صبح

عاشق ابرهای سرگردان

عاشق روزهای بارانی

عاشق هر چه نام توست بر آن

میمکم با وجود تشنه خویش خون سوزان لحظه های تو را

آنچنان از تو کام میگیرم

تا به خشم آورم خدای تو را  

 

/ 42 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرید

سلام خانم دکتر انگار بهتون خیلی خوش گذشته که قصد برگشت به وطن رو ندارین. همیشه خوش باشین... توی واحد جاتون خیلی خالیه راستی یک سری عکس از خاطرات کودکی گذاشتم توی وبلاگم اگه دوست داشتین بیاین ببینین.

مرادی

با سلام خدمت خانم دکتر میر سیدی من مطالب شمارو خوندم عالی بود استفاده کردم در صورت لزوم به من هم سر بزنید

مرادی

عالی بود به منم سر بزنید

امیر شجاعی

سلام خانم دکتر مطلبتان زیبا و جای خالی تان محسوس لحن مهربانانه شما در گزارشها در ذهن ما ماندگار است دعا کنید خدا دلهای ما هم مثل آینه صیقل دهد که همیشه برای هم سعادت بخواهیم

شبنمكده

هرگز کسي براي شبپره روشن نكرده است شمعي شكسته را پس احتياط كن هرجا چراغ رابطه پيوسته روشن است

وحیدبهروز

سلام خانم دکتر مهربونم گزارش ام اس رو دیدم خیلی دلم سوخت براشون خدا همه مریضا رو شفا بده راستی پدربزرگم بهتر شد اوردنش تو بخش اسم سی سی یو میاد ادم تنش میلرزه[افسوس] فردا امتحانم شروع میشه دعا کنیدبرای همه موفق بشن تو امتحانات [خداحافظ][پلک][نیشخند][زبان][خداحافظ][قلب]

هادی

سلام خانم دکتر خوبید یه سر هم به ما بزنید خوشحال می شیم موفق باشی

رضوی شاپ

"صلي الله عليك يا ابالحسن يا علي بن موسي الرضا" با اهداء سلام **پایگاه عرضه محصولات فرهنگی آستان قدس رضوی**، استفاده از محصولات فرهنگي حرم مطهر رضوي را، در هر مكاني از كشور كه هستيد،فراهم نموده است. .واحد پشتيباني رضوي شاپ. www.razavishop.com

وحیدبهروز

خوبین شما فعلا که امتحانام خوب دارم میدم اهنگ کدوبلاگتون میخام اسمش پیدانکردم خیلی خوشم اومد اسمش چیه اگه میشه برام بگی ممنون میشم خانم دکتر مهربون[پلک]