عینک ها را باید شست

"رابطه من و عینکم مثل رابطه دو نفره  که همدیگه رو دوست ندارن اما مجبورن با هم زندگی کنن ."

دختر کوچولوی کلاس اولی تا حالا چند بار به خانومشون گفته بود که تخته سیاه رو خوب نمی بینه ... جاشو عوض می کردن و زیاد ازش اینجوری درس نمی پرسیدن ... دختر کوچولو درسش خیلی خوب بود .... خانوم هم چند بار به مامانش گفته بود که ...

آقای دکتر چشم پزشک حالا دفعه سوم بود که به مامان و برادرش می گفت  این بچه باید عینک بزنه ... باید از سه سال پیش عینک می زد ...  آقای دکتر چشم پزشک عصبانی شد ...  داد زد ...

کلاس سوم دبستان بودم که برام عینک خریدن ... خیلی دوستش داشتم یه عینک کائوچویی قهوه ای بیضی ... احساس یه دوست را باهاش داشتم احساس نمی کردم اسباب بازیه اما خوب گاهی هم ازش خسته میشدم ... دعواش میکردم که همه اش چسبیده به من ... باید دائم عینکم را می زدم

دبیرستانی که بودم  دکتر چشم پزشک بسیار نازنینی  که پیشش می رفتم و همیشه کلی تحویلم می گرفت بهم گفت  دچار تنبلی چشم شده ام ...

سال سوم دانشگاه بودم که فهمیدم تنبلی چشم چیه و چه اتفاقی در مغز میفته...اتفاق پیچیده ای نیست اما می تونه یه عمر یک انسان را از بینایی ده دهم  محروم کنه ....

داستان تنبلی چشم اینجوریه که اختلاف بینایی بین دو چشم از وقتی که بدنیا مییاییم مثلا اگر یه چشم نزدیک بین یا دوربین باشه و چشم دیگه سالم یا شماره شون با هم فرق بکنه باعث میشه که تصویر کامل و واضحی در مغز تشکیل نشه ... یه جورایی مغز قاطی میکنه و اونوقت بخشی از مغز که مسئول درک بینایی است تکامل پیدا نمی کنه ... این تکامل تا قبل از 9 سالگی اتفاق میفته ...

برای همینه که هر سال در کشور ما ، الان ده ساله ، اوایل موقعی که مدرسه ها باز میشن همه بچه های مهدکودکی را معاینه چشم می کنن ... 4 تا 6 ساله ها را ... تا یه وقت دیر نشه و چشمشون تنبل نشه ... چشم که تنبل شد دیگه درمانی نداره ...

به جز عینک برای اصلاح عیب انکساری چشم در کودکی ، لازمه برای پیشگیری از تنبلی چشم بچه هایی که مشکل بینایی دارن طبق دستورالعملی که دکتر به مامان و باباها میده ساعتهایی از روز چشمشون بسته باشه ... با یک پد چشمی یا از طریق گذاشتن پارچه ای روی یک طرف عینکش ...چشم سالم بچه را می بندن ... اینطوری چشمی که داره تنبل میشه مجبوره بیشتر  فعالیت کنه و ... دیگه تنبل بار نمییاد ...

 من و عینکم حالا بیشتر از 30 ساله که باهمیم البته نه همین عینک ، شاید تا حالا 10 15 تا عینک خریده ام  ... منظورم خود عینک بود ... همین که وقتی میرسم سر کار اولین چیزیه که از کیفم در مییارم ...

 حالا دیگه دعواش نمیکنم ... گاهی حتی دنبالش میگردم نازشو میکشم براش یه محلول خاص خریده ام که خوب تمیزش کنه ... دید ده دهم بهم نمیده ...نمیتونه بده ... اما خوب بودنش از نبودنش بهتره ... خیلی بهتره

بابای منم عینکیه ... اونم دیر براش عینک گرفته بودن ...

            کاش عینکها و چشمامونو خوب بشوییم ... نذاریم بچه ها جوری دیگه ببینن ...

               به قول شاعر  

           زندگی تر شدن پی در پی .....  زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون”است   

 

/ 94 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسام

من یک پست وبلاگم رو به آدرس شما اختصاص دادم.

علیرضا

سلام خانم دکتر ! الهی که همیشه شاد و پرانرژی باشید و گل لبخند میهمان همیشگی تون باشه . منو ببخشید! اما خیلی به حرفه گزارشگری و خبرنگاری و گویندگی رادیو و تلویزیون علاقه مندم و اما ... اما پارتی ندارم . چه کنم ؟ علیرضا از میبد

بهمن

سلام دکتر، خوبين؟ البته شما كه دكتر هستين بايد حال منو بپرسين ما را كه از واحد مركزي بيرون كردن ديگه شما هم احوال ما رو نمي پرسين! البته ما به ياد دوستان قديمي هستيم هميشه راستي احتمالا اينترنت شما هم قطع كردن كه ديگه كمتر پيداتون ميشه توي وب برا ما هم قطع كردن (خدا بگم چكار كنه باعث و بانيش) بگذريم موفق باشيد هر جا كه هستين البته من گزارش و اجراي شما را مي بينم شاد باشيد

وحیدبهروز

[خداحافظ]http://vahidbehrooz.persianblog.ir اپ کردم با عهد نامه با خدا تشریف بیارین 1 نظر هم بنویسین شاد میشم

سارا دارا

نمی دونم چرا هر وقت نوشته های قشنگ شما رو می خونم ...صدای قشنگتون هم تو ذهنم تداعی میشه ....یعنی یه جورایی این نوشته هارو صوتی تصویری می خونم[نیشخند] ..... راستی چرا شما کم پیدا شدی ؟؟[بغل][ماچ][خجالت][گل]

وحیدبهروز

پسرتون رای اورد یا نه

ali

salam einako ke nabayd beshorim vagar na kor mishim

عباس مادی

سلام خانم دکتر من اولین باره که وارد سایتتون شدم . فهمیدم که علاوه بر پزشک و خبرنگار ادیب و نویسنده خوبی هم هستید. من با نظر سارادارا هم عقیده ام در تمام مدتی که نوشته هاتونو می خوندم صدای شما توی گوشم بود . توی یکی از نظرات خوندم که یکی از دوستانتون گفتن که نقطه گذاشتن نشانه ی عدم اعتماد به نفس یا به قول شما نداشن اعتماد به نفسه . نمیدونم ایشون از کدام منبع علمی این سخنو استخراج کردن ولی من فکر می کردم این کار نهایت ادب و نوعی احترام گذاشتن به طرف مقابل(خواننده) هست. به هرحال امیدوارم هرکجا هستید سالم و موفق ومثل همیشه با اعتماد به نفس باشید.

میثم

با سلام محضر مبارک شما واقعا دلنوشته های ناب شما حس پرواز را در روح زمینی انسان تکرار می کند .... امیدوارم گل لبخند مثل همیشه در تمام ثانیه های زندگی شما جاری بوده و باشد .... موفق باشید و سر بلند .

پورازادی

خیلی زیبا بود واقعا می گم خیلی خیلی ....